اي مفيد

درد نام دیگر عشق است

مادرم می‌گفت: دخترم، دردها همیشه بدون دعوت می‌آیند. سرزده! بی‌خبر. حواست باشد، همیشه خانه را مرتب نگاه دار. مبادا درد جایی برای نشستن پیدا نکند. خانه‌ات را شلوغ نکن. همیشه  برایش آن بالاها جایی خالی بگذار. جایی به «قدر» درد. می‌گفت: باید بدانی که جز درد نباید بالانشین خانه‌ات باشد. درد مهمان عزیزی‌ست. مهمان آرامی‌ که بی‌صدا می‌آید. می‌نشیند. بی‌صدا می‌رود. گاهی آن‌قدر آرام که تو حتی نمی‌فهمی آمدنش را.. رفتنش را.. فقط جای خالی‌اش می‌ماند که دلت را هرّی می‌ریزد. که ناآرامت می‌کند.. تو هم باید همیشه این "جای" را خالی نگه داری. نگذاری کسی جای آن بنشیند. مادر می‌گفت: بگذار جای درد فقط  درد بنشیند. فقط  درد بماند..

به قلم زیبا محبیان در تاریخ 9 خرداد 1392